دارا و سارا !!
ارسال در تاريخ یکشنبه ٧ مهر ۱۳۸۱ توسط مرتضی سبحانی نیا
يك عمر خوانده بوديم ...دارا انار دارد
در دستهايش امروز سارا تفنگ دارد با دشمنان دارا او قصد جنگ دارد
هنگام جنگ داديم صدها هزار دارا هم كوچه هاي ايران مشكين ز اشك سارا
سارا لباس پوشيد با جبهه ها عجين شد در فكه و شلمچه دارا به روي مين شد
چندين هزار دارا با خود ياكه سربند يا تكه تكه كشتند يا كه اسير و در بند
ساراي ديگري در مهران شده شهيده دارا كجاست ؟...او هم ،در اروند آرميده
صدها هزار سارا چشمي به حلقه در از يك طرف و ديگر چسمي ز خون دل تر
سارا سئوال مي كرد دارا كجاست اكنون ؟ ديدند شعله ها را در قايقش به مجنون !!!!
خون گلوي دارا آب حيات دين است روحش به عرش و جسمش مفقود در زمين است
در آن زمانه رفتند صدها هزار دارا در اين زمانه گشتند ده ها هزار دارا !!!!
هنگام جنگ دارا گشته اسير و در بند داراي اين زمانه با بنز رود به در بند !!!!!
داراي آن زمانه بي سر درون كرخه ساراي اين زمانه در كوچه با دوچرخه !!!!!
در آنزمانه سارا با جبهه ها عجين شد در اين زمانه ناگه چادر حجاب جين شد !!
با چفيه اي كه گلگون از خون صد چو داراست سارا ،خود از براي جلب نظر بياراست !!
آن مقنعه ور افتاد جايش فوكل در آمد سارا به قول دشمن از املي در آمد
دارا و گوشواره ؟؟!!حقا كه شرم دارد در دستهايش امروز او بند چرم دارد
با خون و چنگ و دندان دشمن ز خانه رانديم اما به ماهواره در خانه اش كشانديم
جاي شهيد اسم خواننده روي ديوار !!!!! آنها به جبهه رفتند اينه شده طلبكار !!!!
یا رب تو شاهد هستي بر اعمالمان يكايك
نقل از بلاگ دلشكسته ...


برچسب ها :