عکس دیده نشده از پدر :-)
ارسال در تاريخ چهارشنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩٢ توسط مرتضی سبحانی نیا

سی سالی هست پدر صبح ها راس شش به مجلس می رود و نیمه شب به بیتشان بر می گردند· هر کجا بودیم همین بوده فقط آن چند سالی که در کسوت سفارت در کشور مراکش بودند برنامشان کوچک تغیراتی کرد. خواندن همه روزنامه های کشور در پایان شب پایان بخش برنامه های ایشان است :-)




برچسب ها : عکس ،خودم ،خانواده ،پدر
دل نوشته / اولین شاخه احساس ...
ارسال در تاريخ یکشنبه ٢ آبان ۱۳۸٩ توسط مرتضی سبحانی نیا

اولین شاخه احساس که دادم به شما یادت هست ؟

من به گلهای پر از عطر خدا
 
که می روید از احساس شما

                                        دلبستم

و به باغی که در آن می روید

عشق ، عاشق ، معشوق !

                                      همه عمر

                                       وابستم ...

 

 

انشاالله

11.27 شب. 2 آبان 89

 

پانویس:

پ.ن.1 . دل نوشته است ... ! ایراد نگیرید الکی !

پ.ن.2 . باید بنویسم ! حرف زیاد است اما کو همتی ؟! نایب الزیاره مشهد بودم به واسطه برنامه ای ، قلم می زنم درباره اش تا خدا چه خواهد ...

پ.ن.3 . برای دیدن تصویر بزرگ و پوستر دل نوشته روی عکس فوق را زیارت (کلیک !) نمائید .




برچسب ها : عکس ،خودم ،دلنوشته
دل در کف دیگر که ندارم !
ارسال در تاريخ یکشنبه ٢٥ مهر ۱۳۸٩ توسط مرتضی سبحانی نیا

شعرم ، نفسم ، اول و آخر که ندارم !

در راه  ...

             درختم

             به بیابان

                       ولله به چشمان قشنگت !

                        سر و سامان که ندارم ...

پر از تپش پنجره هایم ...

            مانند پرنده

            به کف کودک صیاد

                                    آرام و قراری که ندارم

***

حیرانم و از دست دلم شاکی و نالان

               افسوس و امان ...

               دلهره و درد و فغانم  ،
              
                                            درمان که ندارد !

با رب برسان معجزه خلقت خود را

                                          من جز به حقیقت

                                          همان مهدی زهرا !

                                          دل در کف دیگر که ندارم !

انشاالله
سبحانی نیا

اذان مغرب ، 25 مهر1389

 

پی نوشت :

پ.ن.1 / عکس را در اندازه بزرگتر اینجا ببینید . دوربین ؛ گوشی همراه 2 مگ پیکسل

پ.ن.2 / دل نوشته است دیگر ! همین




برچسب ها : خودم ،دلنوشته
و ما ادراک ما الخامنه ای ؟ ..
ارسال در تاريخ شنبه ٢٧ شهریور ۱۳۸٩ توسط مرتضی سبحانی نیا

حضرت آغاز ...

تو برای من "خامنه ای" نیستی !

تو برای من حضرت آغازی ...

حضرت آغاز !

ماندن در تو خطاست ...

تو که خود نیستی ... تو اشاره ای ...

با پرسش نشانی ... ماندن در "انگشت اشاره" رسیدن است یا پر کشیدن و دویدن به سوی "نشان" ؟

...

حضرت آغاز  ! علیک السلام ...

 

 

پی نوشت :

پ.ش.1 : عنوان این یادداشت دغدغه دل است برداشتی است آزاد از سوره قدر / (و ما ادراک ما لیله القدر).

پ.ن.2 : برای دریافت این تصویر زیبا از حضرت آغاز " اینجا " کلیک کنید و یا روی عکس را زیارت .

تکمیلی / عزیزی نوشت اگر در پایان می نوشتم " حضرت آغاز سلام علیک "زیباتر نبود ؟ چرا ! و خیلی هم به آن اندیشیدم ... زیبا تر بود اما حرف من نبود ! من لبیک گفتم نه سلام ! هر چند این هر دو آغازند ! اما جواب نبودند ! و من به امر حضرت آغاز لبیک گفتم ... علیک السلام !




برچسب ها : خودم ،رهبر انقلاب ،عکس ،دلنوشته
یک بیانیه ، یک خاطره قدیمی ...
ارسال در تاريخ دوشنبه ۱ شهریور ۱۳۸٩ توسط مرتضی سبحانی نیا

چقدر زود می گذرد روزها و شبهای ماه خدا ، و چه دریغ می کنیم این لذت روزهای زیبای خدا را بر خود ... ده روز گذشت

دیشب داشتم آرشیو قدیمی یادداشتهایم را بررسی می کردم ، رسیدم به یک بیانیه ! بیانیه اعلام موجودیت "جمعیت هم اندیشان جوان" !

برای خواندن بیانیه روی عکس کلیک کنید و یا اینجا

این بیانیه به مناسبت انتخابات مجلس شورای اسلامی دور ششم صاد شد .در آن زمان من مشغول تحصیل در دبیرستان فرهنگ بودم .

از همان ابتدا خوش سلیقه بودیم و خوش فکر در ظهور و بروز اجتماعی و سیاسی و البته خوش سلیقه در انتخاب نام ، نه ؟!!  دوران زیبایی بود دوران تحصیل در دبیرستان . سه سال تحصیل دبیرستان را در خارج از کشور گذراندم و چه توفیقی بود سال آخر تحصیل .فکر کنم سال 79 بود ، چه دورانی بود آن دوران سیاست زده و پر دلهره .

اگر بگویم یکی از برکات دوران جوانی ، دوستان نیکو هستند شاید شما در جواب بگوئید خیر ، همه برکت دوران جوانی که سرمایه همه عمر خواهد بود همین دوستان مصلح هستند و خدا را شکر که این موضوع در مورد من صدق کرد و خدا را شاکرم به جهت دوستان امین که همین امروز هم همراهیشان را به لطف خدا دارم . بد ندیدم متن اولین بیانیه "جمعیت هم اندیشان جوان" را برای ذکر خاطره و یاد گذشته اینجا منتشر کنم .

پا نویس ها :

پ.ن.١ : سال گذشته ، آخر ماه رمضان عده ای تفکر امام را در حمایت از فلسطین زیر سوال بردند و امسال هنوز روز قدس نیامده ، دارند آماده می شوند و پیشواز رفته اند . مردم یادتان نرود که گفتند " نه غزه ، نه لبنان " // جهت ثبت در ذهن تاریخی ملت !

پ.ن.٢ : حضور اجتماعی برای نسل جوان انقلابی امروز تکلیف است ، حال نه شرعی اما هست !

پ.ن.٣ : استاد ارجمندم جناب آقای بابایی "اگر اشتباه نکنم" مدیریت مجموعه را داشتند ، خدا حفظشان کند . همان موقع در بوران سیاسی کاری اصلاح طلبان چه حمایتی می کرد از ماها . اخیرا شنیدم اعزام شده اند برای ماموریت خارج از کشور . در پناه خدا هر جا که باشد .

پ.ن.۴ : هنگامه راز و نیاز و عاشقیتان ؛ التماس دعا




برچسب ها : سیاسی ،عکس ،احزاب ،خودم
بهار را به خانه خود میهمان کنیم ...
ارسال در تاريخ سه‌شنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸۸ توسط مرتضی سبحانی نیا

سلام . ٢۶ اسفند ماه یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت ...

امسال بهار برای من جلوه ای افزون تر از هر سال دارد . بهار امسال من ، بوی بیداری می دهد . بیداری از خوابی 28 ساله و امروز خود را در مسیری می بینم نرفته و حرف ها و اقداماتی نکرده .

امسال اعتماد به نفسی مضاعف دارم . احساس می کنم حرفهایم کمی پخته تر است و مبانی اش محکم تر . یادش بخیر سال 81 به عنوان یکی از اعضای جمعیت شهید بهشتی به نمایندگی از اتحادیه شماره یک دانشگاه آزاد و نماینده دانشگاههای تهران در کنفرانسی در مراغه شرکت کردیم . آقایان مجتبی توانگر ( روزنامه نگار و عضو جمعیت ایثارگران ) ، حسین شمس ( فعال دانشجویی و دبیر جمعیت شهید بهشتی ) ، مهدی احمدی نژاد ( آن موقع آقازاده شهردار و رئیس بسیج دانشجویی مجتمع ولیعصر تهران )* ، اگر اشتباه نکنم محسن اقتدار منش ( فعال دانشجویی ، بسیج تهران مرکز ) و حقیر ( دبیر جامعه اسلامی دانش آموختگان سیاسی و مدیر مسئول سفیر دانشگاه ) در این سفر تحت عنوان جمعیت شهید بهشتی حضور داشتیم .

من شخصا به جهت علاقمندی به حوزه فرهنگ مستقیما به کمیسیون فرهنگی ارجاع شدم ! و با خیل عظیمی از مدعیان جوان فرهنگی اعم از خانم و آقا با حضور یکی از اساتید دانشگاه میزبان کمیسیون خود را ساعت نزدیک به 12.15 دقیقه شب ! در دانشگاه آغاز کردیم که گویا این مسئله ناشی از تراکم برنامه های کنفرانس بود .

نکته جالب این بود که استاد محترم ، با روحیه بسیار خوبی که داشت سعی کرد با طرح سوالی که در ذهنم مانده خط دهی اولیه جلسه را انجام دهد . سوال ایشان عبارت بود از ؛ فرهنگ دانشگاه چگونه می تواند به جامعه تسری پیدا کند .

پاسخ دوستان مختلف بود . یکی از برگزاری نشستهای آزاد سخن می گفت و یکی از کارایی نشریات دانشجویی . یکی سخن از کلاس کاری خود و عدم درک و فهم عوام غیر دانشگاهی گفت و دیگری از مذهب به عنوان سد روشنفکری !

نمی دانم چرا ناگهان دلم سوخت به حال همشان ، در طول صحبت این عزیزان ، من شروع به نت برداری کردم و چون نوبت به بحث من رسید ، نمی دانم به خاطر این که من نماینده تهران بودم همه مات کلامم شدند یا به خاطر فحوای کلام من سکوت اختیار کردند !

من ضمن اشاره اینکه دانشگاه امروز قیم جامعه نیست به آسیب شناسی نگاه دانشگاه به جامعه پرداختم . مبنای من این بود که دانشگاه خود چه دارد که می خواهد به جامعه منتقل کند ؟ دانشگاهی و دانشجو آیا به واسطه صرفا ورود به دانشگاه آیا حجتی برای درمان معضل فرهنگی و اجتماعی جامعه دارد ؟ آن هم با این بساط علم گریزی و روزمرگی دانشجویان دانشگاههای ما .

در فضای دانشگاه چه چیزی به دانشجو تزریق می شود که می تواند به واسطه آن ایمنی جامعه را خلق کند ؟ آیا جز این است که روح دانشگاه در کشور ما روح تقلیدی و صرفا مصرفی است و هیچ مبنای بومی برای پذیرش جامعه ندارد ؟

من رشته تحصیلی خودم را اشاره می کنم ؛ آیا در رشته علوم سیاسی جز استناد به قضایا و اندیشه های غرب ! منبع دیگری داریم که به دانشجو تزریق کنیم ؟ دانشجویی که خود از بستر اجتماعی ایران بلند شده و باید تلاش کند با جدییت تا به دانشگاه برود و فکر می کند دانشگاه چنان است و بیسار است ! وقتی وارد می شود چشم و گوش بسته خود را انطباق می دهد به همه گفته های کتابهای سراسر وارداتی و غربی و هذل آنان از اندیشه های شرق و اعتقادی ! ، معلوم است احساس بدبختی می کند از اینکه ایرانی است و شرقی است و مسلمان !

این همه سال از دانشگاهی شدن کشور می گذرد هنوز که هنوز است منابع اندیشه های سیاسی و اجتماعی و مجموعا اندیشه و علوم انسانی ما قرقره اندیشه های پوچ گرا و نهیلیستی و انسان محور دوره تیرکمون شاهه / اصطلاح عامیانه /  .

اونوقت همین دانشجو بدون اینکه توجه کند این اندیشه و بذر در این خاک نه جواب داده و نه جواب خواهد داد چرا که مبانی پیدایش این علوم در دوران نکبت بار وسطی و ... ریشه دارد و در خاک و اندیشه خدامحور و اخلاق گرا جوابی نخواهد داد ، با سری بالا در کوچه و خیابان ، کلاس درس و ... منبر می رود که تا سر تا پا فرنگی نشویم ، آدم نمی شویم و نابود باد اندیشه شرقی و خدا محور !

خدا رحمت کند امام مصلح مان و اندیشمند بیدارگر شرق ، که فرمود :  دانشگاه مبدأ تمام تحولات است و اگر دانشگاه اصلاح شود، تمام امور هم اصلاح می شود. امروز همه مشکلات ما در دانشگاه این است که اساتید ما و به طبع آنها دانشجویان و در ادامه بستر های مختلف اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی ، به جهت آنچه به عنوان علوم ( یعنی آنچه درست است ! به این توجه کنید ) آموخته است ، هیچونه اعتماد به نفسی در خود احساس نمی کند ، چرا که خود او مبتکر و مبدع علم نیست و بنابراین تمام نگاهش به این است که غربی ها چه می گویند . خلاصه کلام امروز مطالعه مبانی تولید علوم انسانی در ایران اهم برنامه من است . وقتی رهبر عزیز انقلاب و شاعر اندیشه های ناب با دقت نظر مسئولین فرهنگی و دانشگاهی را به مطالعه و تولید علوم انسانی بومی ترغیب فرمودند ، به این نکته رسیدم که من به عنوان سرباز عرصه فرهنگ ، در آن سال های دور ، در مسیری قرار گرفته بودم که فرماندهی و رهبری با دید فرهنگی وسیع خود / دوستان طرح مسئله جنگ نرم در سال 72 را توسط ایشان به یاد دارند / نشان می دهند .

باز هم ضمن تبریک ایام نوروز ، این عید باستانی امید دارم بهار اندیشه در جان ما حلول نماید و ما را به سلاح اعتماد به نفس در این حوزه برساند .

* ایشان تا روز آخر همه منتظر را کاشت ، اما نیامد !

پی نوشت :

0 / این متن را ویراستاری نکرده ام .

1 / دوستان من از طریق Google Friend Connect شیکه ای از دوستان خود را برای ارتباط بیشتر تشکیل می دهم. لطفا به آن در پایین ستون سمت راست بپیوندید .

2 / قالب وبلاگ را بعد از مدتها تغییر دادم . نظر بدید چون میزان رای ملت است !

3 / آیا کسی می داند در کدهای اختصاصی کاربر ifram بلاک شده یا نه ؟ نیاز دارم شدید !

4 / آخرین تویت های من رو پایین ستون سمت راست بخونید .

5 / این چند تصویر هم از نوروز سال 87 که در شهر بار از شهرستان نیشابور با یک دوربین 2 مگا پیکسلی تهیه کردم .




برچسب ها : خودم ،نوروز ،دانشگاه ،فرهنگ
این دریا شما را در بر خواهد گرفت ،به خود آیید / فیلم 22 بهمن 1388
ارسال در تاريخ یکشنبه ٢٥ بهمن ۱۳۸۸ توسط مرتضی سبحانی نیا

سلام بر روشن دلان

خوف آن دارم که برخی به خود نیایند و این دریای عظیم آنان را در بر بگیرد . آن زمان بسیار دیر است و موجهای سرکش آنان را به کام خود خواهد کشید و دیگر فرصتی نخواهد بود . راستی زجه و ناله های رسانه ها و برخی عوامل گروهک سبز را این چند شب دیده اید ؟ یاد جانوری افتادم که با پتک بر سرش کوبیده باشند و گیج گیج می زند ! خوش باشند در حماقت شان . می گویند اینها با هواپیما آدم آورده اند و در سطح کشور توزیع کرده اند ! عجبا ! من ماندم در این کشور پهناور در هر گوشه و هر شهر و استانی صدها هزار نفر به خیابان ریختند ، در ایران اسلامی میلیونها نفر به خیابان آمدند ، کی را از کجا آوردند ؟ البته قطعا با محاسبه آین آقایان سبزکی ، چند صد هزار نفری را هم از حوزه عرب نشین های خلیج فارس و کشورهای حوزه دریای خزر آورده اند !

این بد بخت ، همان آقای سازگارا ! فیلم های روزانه اش را ببینید ! پشت دوربین از ناراحتی و استیصال ناله می کند و بیشتر به زوزه می ماند حرفهای سر و ته بی ارزشش ! اما باز می خواهد به این چند صد نفر عقبه مانده از منافقین و اشرار و دختر بازها و هرزه ها ی عقده از کلانتری به دل گرفته روحیه بدهد !

یکی از خودشان می گفت روز 22 بهمن تهران سراسر دود و مبارزه بود ! دیگری گفت نه بابا آن دود از بعضی نقاط برخی آقایان روئسای شما بلند شده نه از کلانتری ها !

آنقدر غضب کنید تا جانتان دربیاید ! ملت خوب آمدید ! احسنت بر شما که سی سال تو دهن برخی زدید و اصلا ساندیس های ادعایی متوهمین حلالتان !! آنها هم بروند ... زیادیشان را مثل همان سی سال گذشته بخوردند !!!

راستی محمود از بچه های ستاد میر سبزک ها ، رفیق قدیمی ما روز 22 از همان ابتدا با من بود ، آخ چه شعاری می داد ! جان ، چه حالی کردم ، دریغ از محسن ! به هر حال ریزش و رویش برای همین وقتهاست !

پی نوشت :

الف / زحمت تصاویر با خود حقیر بوده !

ب / برای دیدن تصاویر بیشتر فقط کافیست روی آن و یا اینجا  کلیک کنید .

ج / آلبوم تصاویر روز پنجشنبه 22 بهمن نیز در اینجا موجود است .

ح / آخ این باحال می باشد ! امسال حواستان را جمع کنید ! اینجا و اینجا

خ / اثبات جمعیت میلیونی میدان آزاغدی توسط گوگل ارث ( من اصراری ندارم قبول کنند یا نه برایم از عطسه بز بی ارزش تر است !) اینجا

د / این یکی خیلی حال داد ! نوش جان ! + و اینجا اگر باز نشد




برچسب ها : عکس ،22 بهمن ،خودم ،فیلم
8 سالی گذشت ... آیا شما از حال خود راضی هستید ؟
ارسال در تاريخ پنجشنبه ۱٧ دی ۱۳۸۸ توسط مرتضی سبحانی نیا

امروز بعد از سالها به بچه وبلاگی های قدیم سر زدم . برا هر کدوم یه چیزی نوشتم ... دل من شخصا برای شما تنگ شده ، خیلی از شما رو هم پیدا نمی کنم و گرنه من همون برادر کوچک شما " آقای سفیرم !"

به یاد نوستالوژی شماره گیر های دنده ای ...

سلام آقا مجتبی
یادش بخیر اون وقت که همه id  بودیم ! پای لرز ، اوشگول ، دنیازده ، سفیر ، رهام ، مثبت ، سکرتر ، دیده بان ، میکده با بد مستی های همیشه گیش !!! حالا همه اسم دار شدیم ! خوبه ها نه که بد باشه .
به من سر بزن ، من هنوزم سفیرم ها ! عوض نشدم ! چشمک تلفنمو داشتی یا نه ؟ به مسنجر یاهو پی ام بده برادر ... ارادتمند قدیمی آقای سفیر

سلام پوری جان !
خوبی بد اصفهانی ؟ چرا بروز نمی کنی ؟ پولشو خوب من می دم بفرست از دم حجره بگیرن خوب !! همینجوری بی هوا هواتونو کردم ! خیلی زایس هوای یه بد اصفهونی رو بکنی ! نه ؟!! به هر حال زنگ بزن شمارمو که داشتی نه ؟ به مسنجرم پی ام بده اگه نداری .. خرجتم کمتر میشه اینطوری !! ارادتمند سالهای دور آقای سفیر لبخند

سلام هداک !!!
چطوری ؟ بزرگ شدی نه !!!!!!!! ببخشید من چند سالی بود سر نزدم به وبلاگ بچه ها ، الان که اومدم می بینم همه بزرگ شدن ! نه دارن بچه هاشونو بزرگ می کنن !!! خیلی خوشحالم ! خیلی
به من سر بزنید . مستمر بر خطم ! ارادتمند سالهای دور ، آقای سفیر

سلام ایرباس بلندم
دلم امشب هواتو کرد یک دفعه
همینوری ها بی هوا ؛ باید مواظب خفه شدن باشم
سر بزن به من همیشه پسر مهربون !لبخند تلفنمو که داری ؟ پی ام بده به مسنجرم .ارادتمند قدیمی آقای سفیر

سلام ساکتی ! منتها در باره آیدی هاشونم این بحث صادقه
یا اسم چیزی رو که نیستند و ندارند رو می زارن ! مثل خودت ! یا هم به آرزوهای دور خودشون علاقه مندن مثل خودم !!
ببین بچه جان به این برادر خوب و گرانمایت سر بزن ؛ اراتمند سالهای دور آقای سفیر !

سلام نصر الله ...
اوه اوه اوه ... عجب گرد و خاکی کردی برادر !! البته یادمه از همون قدیم می گفتن نگا نکن کی سر به زیر داره !!
هنوزم تدریس داری یا نه ؟  اصلا نصر الله خودتی !!! من 6 تا نصر الله پیدا کردم از بچه ها پیگیرت بودم .
یه پی ام برام بزار مشتی ! جدی می گم منتظرتم داداش کوچیکه عینکی !!
ارادتمند ایام قدیم .. آقای سفیر (:

و ...

 پ . ن 1:  از چیزی که الان هستی خوشحالی؟بعد از 8 سال ؟

پ . ن 2 : اینو گوش کنید ؛ شعری از رهبر انقلاب ، اینم یه آهنگ نوستالوژیک از دوران سکونت خارج از کشورم !

پ . ن .3 : این عکس نوستالوژیک تقدیم شما ! همینجوری !




برچسب ها : عکس ،خودم ،کودکی
احزاب سیاسی میان دو بستر
ارسال در تاريخ شنبه ٢٩ فروردین ۱۳۸۸ توسط مرتضی سبحانی نیا

بررسی تطبیقی بستر های توسعه حزبی در دو دولت محمد خاتمی و محمود احمدی نژاد ١

به جرات می توان گفت بحث توسعه حزبی که در دولت سید محمد خاتمی شکل گرفت نقطه عطفی در توسعه شکلی احزاب در ایران محسوب می شود . توسعه ای که هر چند شاید با دغدغه های مثبتی طرح شد اما بهترین طرح ها با اجرای ناصحیح  به فاجعه آمیزترین تهدید ها مبدل می شوند همچنانکه روند پیاده سازی و توسعه شکلی احزاب کشور در دولت گذشته به رشد صرفا کیفی مبدل شد .

دولتی که قبل از تعریف مدل سیستمی برای ایجاد احزاب قصد داشت با شناسنامه دار نمودن فعالان سیاسی و گروه های حزبی چتر حمایتی خود را بر سر آنان " به عنوان تشکلهایی اکثرا نوپا " بگیرد و هیچ منعی را نیز در راه نیل به این هدف نه تعریف نمود و نه قرار داد تا آنجا که به تعبیر یکی از مسئولین اجرایی حوزه احزاب وزارت کشور دولت وقت برای تشکیل هیچ حزب و گروهی حتی نعوذ بالله " قاتلین امام حسین " و " تن فروشان " هم نمی بایست محدودیت قائل شد و به این نیز اندیشه نکرده بود که در این هرج و مرج مقدس به ذعم خود ، و صدور مجوزهای بی اندیشه ، مجال حرکت احزاب چندین ده ساله و ریشه دار نیز خواهد خشکید و یا حداقل ایجاد یک فضای صرفا " حمایتی " که اغراض سیاسی آن هم جای بحث دارد فضای " رقابتی " میان احزاب را از بین خواهد برد .

 این نگاه غیر محتاطانه در فضایی که ذهن و حافظه تاریخی مردم ایران پر از شک ها و تردید های جدی به مساله احزاب به عنوان " باشگاه های فعالان سیاسی " بود ، جای سوالات جدی دارد که تا کنون نیز توسط متولیان وقت حوزه احزاب کشور بی پاسخ و یا حتی وارونه جلوه داده شده است .

اما در مجموع بی مبالاتی ها و سیاست درهای باز دولت اصلاحات به همان اندازه در بستر سازی توسعه فضای حزبی کشور نقش ایفا نمود که سیاست بی طرفی دولت نهم نقش ایفا می نماید . نگاه به توسعه کمی بدون توجه به ایجاد بستر و فرهنگ سازی و تعمیق معانی تفکر حزبی از جمله تعلیم و تربیت کادر سیاسی ، نگاه به مجمع عمومی به عنوان یک الگوی کوچک و تمرین مشارکت در درون احزاب ، عدم اعتنا  و توجه و یا فقدان نظرات کارشناسی و نخبگان در درون حزب ، تولد احزاب سیاسی چند نفره بی پشتوانه و بعضا خانوادگی ، اقتدار گرایی درون حزبی ، سیستم انتصابی بجای نگاه به آراء مجامع حزب و ... از جمله آسیب های حوزه احزاب  است که در دوره رشد کمی احزاب شاهد بوده ایم .

در عین حال عدم ارائه آموزش های لازم به فعالان سیاسی احزاب ، ارائه مجوز به افراد فاقد تخصص سیاسی و صلاحیت کافی و همچنین میدان دادن به احزاب غیر حرفه ای و مشارکت دادن نیروهای حزبی آماتور در فضای اجرایی کشور ،  استفاده از توان اسمی و تنوع تابلوهای سیاسی احزاب نوپای دولت ساخته  و چند نفره در انتخاباتها برای اغراض سیاسی ، فضایی را بوجود آورد که منجر به پیدایش سیاست بازان مدعی با پشتوانه های تهی شد که خود یکی از بزرگترین آسیب هایی است که همان اندک اعتماد مردم را به شایسته پرور بودن و نخبه سالاری احزاب از میان برد .

اصولا بستر شکل گیری احزاب وجود عنصر ایدئولوژی مشترکی است که منجر به پیوند فکری تعدادی از
هم اندیشان می شود اما تنها مقوله ای که در اغلب " و نه همه " احزاب سیاسی این دوره مشاهده می شود سهم خواهی هایی است که مغرضانه دولت را مرتبا مورد تعرض قرار می دهد  . دولت نیز مبدل به یک سرویس دهنده صرف می شود که بدون دریافت خدمتی از احزاب " که همان ارائه برنامه برای شئون مختلف کشور  ، نقد های مشفقانه ، معرفی کادر متخصص مسلمان و ضمانت وی توسط حزب و ... " فقط به اضافه نمودن توقعات غیر منطقی آنان دامن می زند چه خواسته و چه جز آن . قطعا در این میانه تعدادی از احزاب به معنی واقعی کلمه نیز مجال رشد پیدا نمودند که این ایجاد رغبت و انگیزه برای حرکت این دسته معدود احزاب را می توان همان نکته مثبت توسعه شکلی احزاب در دوره دولت  اصلاحات نامید .

اما مبانی نگرش فکری دولت نهم را چگونه می توان ارزیابی نمود ؟ آیا سیاست "مشت بسته " دولت نهم در قبال احزاب یک پاسخ سیاسی به دولت گذشته محسوب می شود ؟ و یا مبانی سیاسی را در خود مستتر دارد ؟

به قطع می توان گفت سیاست دولت نهم در راستای بی توجهی به احزاب همه از همان مبانی تبعیت می کند که در ابتدای این بحث متذکر شدیم . چگونه می توان به احزابی که غالبا خواستگاه مردمی آنان دچار تردید های جدی است و تعداد زیادی از آنان با برنامه مشخص به جهت ایجاد یک جبهه پر نام و پر عدد برای حمایت سیاسی و رسانه ای یک تفکر خاص سیاسی ایجاد شده اند به عنوان پاسداران امین و محل تجلی آراء مردم نگریست ؟ احزابی که غالبا ، پشتوانه مردمی ندارند بلکه بجای پیشروی مقابل آنان به عنوان منادیان آراء ملت بر دوش آنان سوار شده و بجای یار شاطر بودن به بار خاطر مبدل گشته اند .

دولت نهم با درک این مطلب ، ضمن تلاش برای باز تعریف منطقی حمایت از احزاب سیاسی خواستار توانمند سازی و توسعه کیفی احزاب و تشکلهای سیاسی کشور شد و تلاش نمود از موضعی بی طرفانه و فارغ از تمایلات سیاسی بر اساس شایستگی ها و میزان مشارکت ها و برنامه احزاب به حمایت از گروهها اقدام نماید . در این راستا دو اقدام قابل طرح و توجه را می توان احیای برخی قوانین مسکوت قانون فعالیت احزاب و همچنین بررسی مجدد ساختار و مکانیزم کمک های مالی به احزاب دانست  .

بر اساس ماده 10 قانون فعالیت احزاب می بایست " کمیسیونی به منظور "صدور پروانه " و " نظارت بر فعالیت گروهها " در محل وزارت کشور تشکیل شود . وزارت کشور دولت نهم برای احیای بند دوم ماده 10 قانون احزاب که همان بند مغفول نظارت و ارزیابی احزاب می باشد تلاش نمود و البته همانگونه که انتظار می رفت به جهت آنچه "عدم اطلاع و اشراف فعالان احزاب بر قوانین موضوع فعالیت تشکلها " که جزو بدیهیات فعالیت تشکلهاست می خوانیم مورد برخی اعتراضات نیز واقع شد که البته طرح آن مجال خود را می طلبد و به این کفایت که دلیل این مسئله همان ارائه مجوز به افراد فاقد تخصص سیاسی و صلاحیت کافی و لازم است که بیان شد .

مبحث قطع یارانه احزاب ، که خود این مقوله بعضا به تنها مشوق و دلیل تاسیس برخی تشکلهای سیاسی بجای انگیزه های حزبی تبدیل شده بود یکی دیگر از اقدامات دولت نهم برای سامان بخشیدن به " کمکهای معقول اما بی سامان و بدون مکانیزم بود که بعضا منجر به اعمال نگاههای سیاسی و سلیقه ای در پرداخت ها می گردید .یکی از نتایجی که از سیاستهای محتاطانه دولت نهم در قبال احزاب بدست آمد ، غربال شدن خرده گروهها و حذف تشکلهایی است که بدون پشتوانه ها و داشتن استانداردهای فعالیت حزبی وارد عرصه فعالیت شده و با قطع حمایتهای دولتی دیگر محسنات فعالیت حزبی را بر باد رفته می پنداشتند !

جدای از این دو سیاست ، آیا به واقع سازکار و سیستم ایجاد و فعالیت احزاب منوط به اقبال و یا عدم اقبال دولتها است ویا دولتها فقط آنچه در این حوزه به انجام رسانیده اند که " درست می پندارند ؟ "

برداشت نگارنده این سطور این است که هر دو جریان فکری ، چه آنان که به گسترش کمیت حوزه احزاب نگریستند و چه دغدغه داران کیفیت فعالیت حزبی به آنچه برداشت و تفسیر خود از "بستر های قانونی "  حوزه فعالیت گروهها می خوانیم عمل نموده اند و به واقع بستر قانونی فعالیت احزاب و تشکلها چنان باز و گسترده است که مجری در اجرای آن می تواند به صورت سلیقه ای به تفسیر های گوناگون و شاید ناقض یکدیگر بپردازد .

قانون فعالیت احزاب مبتنی بر اصل 26 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در بستر زمانی سال 1360 و شرایط سیاسی سالهای ابتدایی پیروز انقلاب اسلامی و همچنین با وجود فقدان تجربه حزبی کافی در کشور به تصویب رسیده است و اینک پس از گذشت سه دهه از عمر نظام جمهوری اسلامی ایران و در آستانه دهه چهارم با کسب تجربه های بیشمار در عرصه تحزب نیازمند اصلاحات و بازنگری های مبتنی بر تعمیق قانون پذیری ، رفع نیازها ،کاستی ها و ابهامات برای ورود به دوره بلوغ و شکوه احزاب توسعه یافته ، حرفه ای و مدرن می باشد .

١.  این یادداشت به قلم من در شماره سوم سیاست نامه "رسالت" منتشر شد .

٢. لینک این یادداشت در "پایگاه خبری و تحلیلی ایران دیپلماسی "

3. لینک این یادداشت در  " پایگاه تفسیری و تحلیلی آرمان "

 




برچسب ها : احزاب ،خودم ،کمسیون ماده 10 ،حزب
گفتگو با دکتر علی اکبر ولایتی : دنیایی با مرزهای شیشه ای
ارسال در تاريخ سه‌شنبه ٦ اسفند ۱۳۸٧ توسط مرتضی سبحانی نیا

مقدمه خودم : این گفتگو برای من بسیار عزیز است . شخصا سالهای سال دکتر علی اکبر ولایتی را به عنوان یک مرد معتدل ( چیزی که این روزها دری نایاب است ) می شناسم و فرصت هم صحبتی ایشون را غنیمت دانستم و با برادر خوب خودم آقا محسن فتاحی از فعالین رسانه ای ! ( خودشون می دانند چه عرض می کنم ) خدمت جناب آقای دکتر رسیده و گفتگویی از نوع دیگر داشتیم . شاید بد نباشد حاشیه برادرم فتاحی را هم " اینجا "بخوانید ( محسن وبلاگش را به "این آدرس" تغییر داده) .

در حاشیه : وقتی به دفتر مشاور امور بین المل مقام معظم رهبری رسیدیم با محیطی مفروش روبرو شدیم ، پس کفش ها را در آوردیم و این یعنی تمام قواعد مرسوم بین دیپلماتها در این دفتر شکسته می شود ! دکتر ولایتی 16 سال و بویژه در دوران جنگ و پس از آن مسئولیت سخت ترین و پیچیده ترین رایزنی ها و رفت و آمد های سیاسی و دیپلماتیک را به عهده داشت . او در این سالهای جنگ و درگیری به قدری به سفر می رفت که برخی به مزاح به ایشان می گفتند :" آقای دکتر ! اگر در تهران بودید نماز را شکسته بخوانید ! " پس از اقامه نماز در دفتر و پیش از شروع مصاحبه ، دکتر ولایتی با شوخ طبعی مباحث مبسوطی اندر فواید صرف چای با کشمش مطرح نموند و سپس وارد اصل قضیه شدیم .البته طبق قرار قبلی ، از انتخابات هیچ نگفتیم و هیچ نشنیدیم ... ! " باشد برای بعد " دکتر گفت ...

سبحانی نیا: جایگاه ایران در نظام بین الملل با توجه به افزایش روز افزون منطقه نفوذ آن در سایر کشور هی دنیا ، کجا می باشد؟

دکتر ولایتی : ایران در حال حاظر جایکاه منطقه ای و جهانی اش به مراتب بر جسته تر از پیش از انقلاب اسلامی است و چه دوست و چه دشمن بر سر آن اتفاق نظر دارند. این موقعیت ایران با توجه به شواهد موجود رو به افزایش است یعنی ایران امروز در مقایسه با ایران ده سال پیش دارای  موقعیت منطقه ای و  بین اللمللی برجسته تری است . پس معلوم می شود که فرایند رشد ایران و رشد نفوذ ایران در منطقه و جهان یک امر پویا و مستمری است که از انقلاب شروع شده تا کنون نه دچار سکون گشته و نه عقب رفته است.

ممکن است سوال شود غرض از اینکه گفته می شود موقعیت ایران بهتر و تقویت شده و یا ارتقاء پیدا کرده یعنی چه؟ یعنی میزان تاثیر گذاری ایران در دیگر کشورها بیشتر شده و میزان اقتدار یک کشور و موقعیت یک کشور به درجه نفوذ آن کشور در کشورهای دیگر و در منطقه و یا صحنه بین المللی بر می گردد. هر کشوری که می خواهد اقتدارش را افزایش دهد حتما باید یک توجه دوسویه داشته باشد. یکسو به سمت داخل و یکسو به سمت خارج. اگر کشوری بدون تقویت پایگاه داخلی خود بخواهد در دنیا نفوذش را افزایش دهد اگر هم به صورت غیر عادی و مقطعی بتواند چنین کاری انجام دهد این امر قابل دوام نیست.

مثال زنده ای که در تاریخ معاصر می توانیم بزنیم کشور آلبانی است. این کشور در عهد دنیای دو قطبی بین جنگ دوم تا فروپاشی شوروی سابق بدون تردید فقیر ترین کشور اورپایی بود در صورتیکه ما خاطرمان هست که قبل از انقلاب عده ای از کمونیستهای ایران طرفداری آلبانی بوده اند. رادیوی ای بسیار قوی به زبان فارسی داشت و بخشی از در آمد ناچیز خود را صرف نفوذ خارجی می کرد. این یک امر تصنعی است. پس اگر کشوری می خواهد رشد و اقتدارش افزایش پیدا کند و از موقعیتی که هست جلوتر رود و موقعیت خودش را ارتقاء بخشد باید در دوجهت کار کند، یک اقتدار داخلی را حاکم نماید یعنی امکانات و اقتدار و توانایی ها و ظرفیت های داخلی خود را افزایش دهد و در داخل مرزهای خود محبوس نشود. اگر کشوری باشد که فقط به داخل مرزهای خود توجه کند و بدون در نظر گرفتن آن بخواهد مرزهای خویش را گسترش دهد، نمی تواند برای همیشه بی توجه به بخش برون مرزی خود باشد برای اینکه اگر به خارج از مرزهای خود کاری نداشته باشند عوامل خارج از مرزها با آنها کار دارند و به عبارت دیگر اینها اگر بخواهند در داخل کشورشان به امور داخلی خود را متمرکز کنند نمی توانند مرزهای نفوذ ناپذیر آهنینی در همه ابعاد دور خودشان بکشند که دیگران روی آنها اثر نگذارند. دنیا دنیایی با مرزهای شیشه ای است.

سبحانی نیا: آقای دکتر آیا ما در حوزه داخل موفق بوده ایم ؟

دکتر ولایتی : حالا عرض می کنم خدمتتان، دنیا دنیایی با مرزهای شیشه ای است هر چند هم نسبت به گذشته این مرزهای شیشه ای تر و شفاف تر و نفوذپذیرتر شده است، چه توسط امواج و چه توسط تصمیم گیری های بین المللی. شما نمی توانید تولیداتی داشته باشید و آن را به خارج صادر نکنید و یا نیازمندیهایی که در داخل می توانید تولید کنید از خارج وارد نکنید، شما نمی توانید در سرنوشت مشترک همه جهانیان شرکت نکنید. اگر ایران یا هرکشور دیگری به صحنه بین المللی و خارج از مرزهای خودش بی تفاوت باشد راجع به اموری که مربوط به مسائل بین المللی است و تاثیرگذار روی همه کشور ها است دیگران تصمیم می گیرند و تصمیماتشان را اعمال می کنند و ما بخواهیم یا نخواهیم روی ما تاثیر می گذارد. خوب اما اینکه در انقلاب آیا در داخل موفق بوده در خارج موفق ؟ بدون تردید در داخل موفق بوده اما معنی اش این نیست که به تمام آن اهدافی که می خواسته رسیده بلکه خوب اشکالات و نواقصی هم وجود دارد همیشه انسان عملکردش با آرمانهاش فاصله دارد یعنی هر فردی یا هر جامعه برای آینده خودش طراحی بکند یک نقاطی را مشخص می کند و به ندرت ممکن است به صد درصد اهداف ترسیم شده خود نائل شود.

فتاحی : مبحثی را که جنابعالی مطرح نمودید مسئله ای است بسیار مهم و با اهمیت اما اگر اجازه دهید ما به بحث اصلی برگردیم... عرض شود مسئله ای که در حال حاضر جهان اسلام را به شدت تحت تاثیر خود قرار داده است مسئله فلسطین و رژیم صهیونیستی می باشد، در این خصوص مطلبی که به ذهن می رسد این می باشد که اگر این منازعه بخواهد به شکلی پایان یابد باید مانند تمام مناقشات دیگر دنیا دوطرف دعوا بر سر میز مذاکره بنشینند و بر سر بدست آوردن راه حلی مناسب با یکدیگر مذاکره نمایند. در این میان ایران به دلیل عدم ارتباط با رژیم صهیونیستی و آمریکا قطعا نمی تواند نقش میانجی را به درستی ایفا نماید و گروه های مذاکره کننده در فلسطین مجبور هستند که به کشورهای عربی بالخصوص مصر و عربستان روی آورند و ایران تنها می تواند در این میان نقش پشت پرده خود را از طریق ایجاد اعتماد سازی میان ایران و کشورهای عربی پررنگ سازد، اما با بررسی کوتاه منطقه،  این عادی سازی در روابط و یا گام برداشتن در این مسیر مشاهده نمی شود. لطفا در این خصوص توضیح بفرمایید.

ولایتی : علت این که فلسطین به این روز مبتلا شد یک طرح از پیش تدارک شده  توسط غربیها و جلوتر از همه انگلیسیها بود. اینها قبل از اینکه با امپراتوری عثمانی وارد جنگ بشوند در جنگ اول جهانی برای فلسطین نقشه کشیده بودند و به عبارت دیگر  بهترین سناریویی را که فکر  می کردند این بود که یک حکومتی  در آنجا تشکیل بدهند از جنس غیر اسلامی و تا زمانی که همه کشورها مسلمان هستند این خطر وجود دارد که یکپارچگی در کشورهای اسلامی ایجاد شود توسط عثمانی یا ایران یا یک حای دیگر و اینها تمایل نداشتند و اصرارشان بر این بود که دیگر یک کشور اسلامی بزرگ فراگیر صاحب قدرت تشکیل نشود و بنایشان بر تجزیه عثمانی بود.

 همانطور که در ایران این سیاست را اجرا کردند و از ایران در طول مدت حکومت قاجاریه و یا پهلوی اجزایی را جدا کردند که مجموع خاکی که از ایران جدا شد ظرف این مدت قریب به یک میلیون متر مربع بود یعنی وسعت ایران بیست و شش میلیون متر مربع بود در انتهای حکومت پهلوی تبدیل شد به شانزده میلیون متر مربع؛ منتها هسته اساسی ایران را نواتنستند از هم بپاشانند به خاطر مقاومت ایرانیان و یگپارچگی ای که به دلیل هویت منسجم در ایرانیان وجود داشت. در عثمان این کار را کردند و در بحبوحه جنگ جهانی در سال 1916 یک قرار داد محرمانه ای بین انگلیس و فرانسه بسته شد معروف به قرار داد سایکس و پیکو ...  و بر اساس آن نقشه تجزیه عثمانی را و مناطق نفوذ انگلیس و فرانسه را در آینده خاورمیانه ترسیم کردند . سال 1917 هنوز جنگ اول تمام نشده بود که بالفور وزیر خارجه انگلیس اعلامیه ای داد که ما برای یهودیان در فلسطین یک وطن درست می کنیم.  و خوب سال 1922 نقشه  خاورمیانه را چرچیل که آن زمان وزیر مستعمرات بود درکنفرانس قاهره پشت درهای بسته ترسیم کرد و این را درست کردند که حالا ملاحظه می فرمایید. میراث انگلیس بعد از جنگ دوم رسید به آمریکایی ها و همچنان نقشه انگلیس دنبال می شوه و هدفشان از تاسیس یک رژیم صهیونیستی در فلسطین که قلب جغرافیای سیاسی جهان اسلام است و محل تلاقی 3 قاره است این بود که مرتب تغذیه کنند این مهاجرین یهودی را و ایشان عملا به نیابت از غرب با مسلمانان بجنگند و عملا مسلمانان هرچه که امکانات مالی دارند در جهت دفاع از خودشان به کار برند. منتهی جنگ را آورده اند درسرزمین مسلمانان ، جنگ در داخل اروپا و آمریکا و اینها نیست آنها حداکثر هزینه ای که می کنند یه مقدار پول و اسلحه و امثالهم به اسرائیل می دهند، این اساس طرح آنها است حالا ما چه کسی را می خواهیم با چه کسی آشتی دهیم ؟ اگر کسی توجه به فلسه تشکیل رژیم صهیونیستی نداشته باشد به دنبال این جریان سازی ها کشیده می شود و دیگران برایش تکلیف معلوم می کنند که ما با چه کسی روابطمان را به چه نحوی سامان دهیم تا بتوانیم سامان داشته باشیم؟ ما نقشمان از همان طریقی است که دیگران نمی پسندند و مصلحت ما هم در آن است یعنی تقویت مبارزین و مجاهدین فلسطینی وآرمان مبارزه جویانه فلسطینی ها برای رهایی  از شر سلطه صلیبیان غربی و یا سلطه صلیبی صهیونیستی. این تکرار وقایع صلیبی است و آقای بوش هم در اظهاراتش پس از 11 سپتامبر گفت جنگهای صلیبی شروع شده. لورد آلن بی سردار انگلیسی موقعی که بعد از شکست عثمانی آمد در منطقه خاورمیانه وارد بیت المقدس شد جمله ی معروفی را گفت که منتسب به او می باشد گفت امروز جنگهای صلیبی به پایان رسیده؛ یک فرمانده فرانسوی آمد دمشق را فتح کرد به نام ژنرال گرو در جنگ اول جهانی  آمد کنار قبر صلاح الدین ایوبی در دمشق و با چکمه های خودش می کوبید رو ی قبر صلاح الدین و می گفت ما برگشتیم! این ماهیتش این است مسلمانان اگر از این غفلت کنند تبدیل می شوند به ابزاری در اختیار سیاسیتهایی که غربیها و صهیونسیتها براشون ترسیم کردند. بین چه کسی و چه کسی باید میانجیگری کرد؟ کسی دیگر بیشتر از کارهایی که آقای یاسر عرفات  با همه هوشمندی و زیرکی اش کرد می توانست کاری کند؟ که اگر کوچکترین صداقتی در غربیها برای اصلاح امر فلسطینیها بود دیگر بیشتر از کاری که در زمان حیات آقای یاسر عرفات انجام شد درجهت سازش نمی شد انجام داد؟ شما الآن ببینید آقای محمود عباس را، ایشان ابزار دست صهیونیستها است و ایران چه سیاستی رو باید اجرا می کرد که از آن اصول منطقی تجاوز نکند و در عین حال مسئله فلسطین را حل نماید. مسئله فلسطین چیست ؟ سرزمین مسلمانان توسط یه عده یهودیانی  که مهاجرت داده شدند از همه جای دنیا اشغال شده،  ما بر چه چیزی باید سازش بکنیم؟ بنابراین مسیر همین است که ایران بعد از انقلاب پیش گرفته و بررسی وقایع هم نشان می دهد که اگر قرار باشد در بخشی توفیقی داشته باشیم این است.

سبحانی نیا: جناب آقای دکتر بالاخره جمهوری اسلامی ایران تمام موضعگیری های خود را بر طبق یک قاعده ای انجام می دهد و یک طرح خاصی را برای اتمام این ماجرا دنبال می نماید. لطفا توضیحی در مورد اینکه طرح ایران در این خصوص چه می باشد و پیش بینی خود را از اینکه این ماجرا تا چه زمانی به طول خواهد انجامید بیان نمایید. از طرف دیگر پیرامون مبنای توجیه غرب برای مردم کشورش نسبت به کمک های خود به رژیم صهیونیستی در کنار این اعمال وحشیانه ای که هر روز شاهد آن هستیم و با توجه به رشد و دسترسی تمام مردم به رسانه های دیگر و اطلاع یافتن از چگونگی این اعمال و عبور از فیلترینگ و سانسور اخبار توضیحی را لطف فرمایید.

دکتر ولایتی :  بستگی دارد به نوع عقلانیت. اگر عقلانیت، عقلانیت مهاجم غربی با پشت صحنه صلیبی صهیونسیتی باشد این اشغال ادامه دارد و ادامه خواهد داشت. اما اینکه چه قدر طول می کشد نمی دانیم واقعا اما یک کلمه می شود گفت که اگر بخواهیم مسیر درست را طی بکنیم این کلمه تا حدودی آینده را مشخص می کند و این دیدگاه بنده است تا اشغال هست مبارزه هست؛ و نمی شود دنیا را با استانداردهای چندگانه اداره کرد، نمی شود در جایی غربیها بگویند مبنا باید دموکراسی و رای مردم باشد و به مردم فلسطین که می رسند یک سیستم تبعیض نژادی را با بی شرمی بخواهند حمایت بکنند یعنی اگر کسی به اصطلاح این افراطی های صهیونیست خون بنی اسرائیل در رگهایش جریان دارد، این حق رای دادن دارد و اگر غیر از این است حق رای دادن ندارد. اگر خون بنی اسرائیل در رگهایش جریان دارد شهروند درجه 1 و الا شهروند درجه 2 و 3 است تبعیضی از این آشکار تر در دنیا نمی شناسیم که اعمال شود. ما در آفریقای جنوبی مواجه بودیم با تبعیض نژادی آپارتایت که باعث و بانی اش همین غربی ها بودند هلندی های مهاجر به آفریقای جنوبی ستون فقرات این تبعیض بودند و همین تبعیض را تا دهه 60 در تعدادی از ایالات آمریکا مشاهده کردیم. جلوی در کافه ها می گفتند که ورود سگها وسیاه ها ممنوع است. بعدها فشار افکار عمومی آنها را وادار به اصلاح و عقب نشینی کرد و به همین دلیل هم شما می بینید فشار افکار عمومی مهم بوده که امروز در تاریخ امریکا یک رئیس جمهور سیاه پوست روی کار می آید، حالا این معنی اش تائید آقای اوباما نیست اما بالاخره آنها به این کار تن دادند . در اسرائیل در همین فلسطین اشعال شده با بی شرمی می گویند آدمها دو جورند یا یهودی و درجه 1 یا غیر یهودی و درجه 2. این همان دیدگاه یونانی و رومی های قدیم است که انسانها را به 2 قسمت تقسیم می کردند یا یونانی و متمدنن یا غیر یونانین و بربر هستند. حالا هم در فلسطین یا یهودی مهاجرت یافته هستند و حق دارند مثل یک شهروند د جه یک اسرائیلی برای این سرزمین غصب شده تصیمیم بگیرند در حالیکه یک عرب که دهها نسل قبل از خودش در آن منطقه زندگی می کرده است حق ندارد به اندازه آن مهاجر منتقل شده متوقع حقوق شهروندی باشد. اساس کار و اساس مشکل این است. همین اروپاییهایی که تا همین نیم قرن اخیر در آلمان به جرم یهودی بودن حال به هر علتی افراد را مورد تعقیب قرار می دادند امروز همه اینها یکپارچه دارند از این ظلمی که رژیم اسرائیل به اعراب می کند با چشم بسته حمایت می کنند هرکاری نخست وزیر اسرائیل بکند هرچی که وزیر خارجه اسرائیل بگوید مورد تائید این حکومت ها است هرچه به نفع اسرائیل باشد در سازمان ملل و شورای امنیت رای می دهند و هرچه مخالفش باشد حداقل 3 عضو از 5 تا عضو (امریکا، انگلیس، فرانسه) آماده اند که بدون قید و شرط و بدون فوت وقت وتو کنند. حالا آدم می خواهد کجای این وضعیت را اطلاح بکند الا اینکه ایستادگی بکند در برابر این اشغال و ظلم و تبیعض و ... .

فتاحی : مسئله ای مطرح می باشد در این خصوص که ایران عمق استراتژیک خود را در برخورد و مواجه با رژیم اشغالگر قدس در مرزهای فلسطین اشغالی و یا در سابق در جنوب لبنان تعریف نموده است و بجای درگیری با دشمن در مرزهای خود، جنگ را در کیلومتر ها دورتر از سرزمین خود انجام می دهد. آیا به نظر جنابعالی این تحلیل درست می باشد و یا خیر و در صورتیکه درست باشد آیا این اشکال که ایران تمایلی زیادی برای پایان جنگ در فلسطین ندارد و تاکید آن نیز بیشتر بر مقاومت است تا صلح و این امر موجب کشته شدن شمار بیشتری از مردم فلسطین می گردد نیز ایرادی وارد می باشد یا خیر؟

دکتر ولایتی : ایران ظرفیت اینکه مردم خود را بسیج کند تا دفاع عقیدتی از هم عقیده های خودشان بکنند دارد این می شود هدف اصلی. این موقعی که انجام شد مطلبی که شما گفتید به تبع حاصل می شود یعنی شما وقتی می بینید مسلمانان در فلسطین، مقاومت اسلامی در جنوب لبنان، مسلمانان درعراق، افغانستان و در جاهای مختلف دنیا در معرض مخاطره و فشار هستند حتی در همین سنوات گذشته در بوسنی که خیلی از مرزهای ما دورند ایران وظیفه خودش دانست که از آنان دفاع کند این هم جزئی از قواعد حاکم بر حکومت ماست بخشی از قانون اساسی ما است. تمام کسانی که در دولت هستند در قوه مجریه و مقننه و همه افرادی که در راس دولت هستند و هرکسی که در مجموعه مجلس وجود دارند اینها جزو وظایف قانونی اشان حمایت از مسلمانان در دنیا است. پس این یک وظیفه قانونی دولت و ملت است؛ اگر این کار را کردید آن وقت اینها متحد شما می شوند و وقتی که یک رژیمی مثل رژیم صهیونیستی همواره از زمان تشکیل حکومت اسلامی تا به امروز ( که تهدید علیه امنیت ما است ) و برای تقویت جایگاه خودش کشورهایی مثل امریکا و فرانسه و انگلیس رو به دنبال خودش می کشه این کاملا طبیعی و عاقلانه است که ما هم متحدینی برای خودمان داشته باشیم و آنها را با خودمان هم داستان کنیم در تقابل با این دشمن مشترک. اسرائیلی ها امکانات تسلیحاتی زیادی دارند و خودشان مدعی هستند که قدرت اول خاورمیانه و چهارمین ارتش دنیا می باشند با این حال روزی نمی گذرد (حتی آدم بخواهد مقداری اقرار بگوید ساعتی نمی گذرد ) اسرائیلی ها از طریق رسانه هایشان یا از طریق تماس سیاسی خود  با دیگران علیه ایران اقدامی نکنند و توجه دیگران رو جلب نکنند. مثلا در مسئله غزه اینها بسیار تبلیغ کردند که این تسلیحاتی که توسط مبارزین فلسطینی در دفاع از خودشون به کار برده می شود اینها از ایران به آنجا قاچاق شده و به بدین ترتیب زمینه سازی کردند برای اینکه دست آمریکا باز باشد تا اینکه یک قراردادی را با اینها امضا نماید تا در محاصره دریایی غزه و فلسطین مشارکت کنند. خوب آمریکا که آمد انگلیس هم که یک دنباله رو بی قید و شرط امریکا است آمد فرانسه و آلمان هم حمایت کردند و همه شروع کردند برای خودشیرینی در نزد آمریکا هم شده، بیایند و هرکدام در این محاصره شرکت کردند و حلقه های دوم و سوم را نیز درست کردند. پس اسرائیل که می گوید ارتش چهارم دنیاست و با چنین هجمه انبوهی به فلسطینی ها حمله کرده و آنها را محاصره کرده معذلک برای اینکه متحدین خودش رو در دنیا بسیج کند از این جور تبلیغات هم استفاده می نماید و می گوید ایران است که اسلحه می دهد پس باید قوای بین المللی بیایند و در محاصره شرکت بکنند و این دور نیست که فردا حتی یک مصوبه ای از شورای امنیت بگیرند برای اینکه ضروری بکنند محاصره غزه و حماس را و این مسئله به عنوان قاعده بین المللی در آید و براساس اون به حماس فشار بیارند و به تبع آن ایران که حمایت می کند از فلسطینیها و مبارزان جهان اسلام نیز فشار مضاعفی آورند.

سبحانی نیا: آقای دکتر با بررسی پیام آخری که مقام معظم رهبری برای آقای هنیه ارسال نمودند به نظر می رسد که این پیام حاوی یک پیغام خاص و ویژه می باشد و نمی توان آنرا تنها از این منظر نگاه نمود که تبریکی ساده برای پیروزی حماس در این تهاجم است و با توجه به اینکه این پیام قبل از اعلام قطعی آتش بس از سمت رژیم صهیونیستی بوده است این نکته را بیشتر می تواند آشکار نماید. لطفا کمی در این خصوص توضیح بفرمایید.

دکتر ولایتی : ببینید اسرائیل آمده غزه را بمباران کرده و این همه فشار بر روی مبارزین فلسطین آورده است و کشورهای موثر عرب هم اغلبشان و اتحادیه عرب هم بجای اینکه کمک فلسطین باشند حتی در تبلیغات مقصر اصلی را فلسطینی ها معرفی کرده اند. آنها که دارند خودشان می جنگند و کمکی هم از جایی مثلا بگوییم اشخاصی از جاهای دیگر جهان اسلام بروند به آنها کمک بکنند وجود ندارد از آن طرف به اسرائیل بسیاری از کشورهای مقتدر جهان کمک می کنند اما از این طرف مسلمانان، دارای حکومت هایی هستند که به جای اینکه یار شاطر باشند بار خاطرند و اینها هم دست در دست صهیونیست ها و غربی ها گذاشته اند ...در نتیجه با این شرایطی که آنان دارند مبارزه می کنند حداقل یک کشور قدرتمند مسلمان می تواند با پیام خودش موجب دلگرمی شود که مردم فلسطین و حامیان آنها این تصور برایشان پیش نیاید که صدایی در جهان اسلام به حمایت از آنها بلند نشده و در آن خلع و برهوت حمایت از فلسطینیها و آن فشار روانی، تبلیغاتی، نظامی و مالی بر فلسطینیان خوب به نظر من این پیام مقام معظم رهبری می تواند نقش بسیار اساسی در تقویت روحیه مردم فلسطین داشته باشد و بی تردید در پیروزی آنان موثر بوده است.

سبحانی نیا: این بار عاطفی پیام می تواند باشد پیغام سیاسی آن چیست ؟

دکتر ولایتی : حتما همینطور است. بار سیاسی پیام این است که تعدادی از کشورهای عربی مانند عربستان و مصر که اینطور به صراحت از فلسطین حمایت نکردند در عین حال از کشورهای آمریکایی و غربی خائف بودند می بینند از یک کشور غیر عرب اما مسلمان یک همچنین صدایی بلند می شود که در بالاترین سطح ممکن از فلسطینیها دفاع می کنند، آنها هم که تا حالا خاموش بودند تشویق می شوند تا بیایند به این صحنه و به سمتی که به حمایت از فلسطینیها منجر شود و مشاهده کردید که اینطور شد یعنی آنهایی که قبلا حماس را شماتت می کردند در کنفرانس سران عرب در کویت چه دبیرکل اتحادیه عرب چه دیگران هرکه سخن گفت علیه اسرائیل حرف زد، درست مانند سناریوی حزب الله که آنان اول آن را شماتت کردند و وقتی  دیدند که حزب الله در شرف پیروز است و کشورهایی مثل ایران از آن حمایت می کنند برای اینکه از این کاروان عقب نماند خودشان را تطهیر کردند.

فتاحی : آقای دکتر با توجه به موضعگیری جمهوری اسلامی ایران در قبال مصر، نماینده حماس در مصر حاضر می شود و بیان می دارد که حماس، مصر را از ابتدا در زمره کسانی که در خصوص این مسئله سکوت نموده است نمی داند و بیان داشته است که هرگز دولت مصر را خائنی به اعراب ندانسته و هرگونه رواج این اتهام به جهت تخریب روابط حماس و مصر است و همچنین مصر را هرگز در زمره دولتهایی که کشور اسلام را به کفار داده است نمی داند این تضاد در برخورد را شما چگونه بررسی می نمایید؟

دکتر ولایتی : ببینید موقعی که اینها را به سمتی می رانند که چاره ای جز این ندارند که یک آتش بسی که مخصوصا غربیها پرچمش را داده اند دست مصریهایی که حامی اسرائیل هستند (خود مردم مصر نه بلکه حکومتشان) اگر اینها آتش بس را قبول نمی کردند و به دعوت مصر پاسخ نمی دادند آنوقت همین تبلیغات مخالف فلسطینیها بالاخص در جهان عرب علیه حماس شدت می گرفت پس حماس مقاومت کرد و درخواست آتش بس نکرد تا جاییکه اسرائیل به تنگ آمد و اینها هم پذیرفتند. بالاخره این حرفها باید در جایی که به نتیجه برسد گفته شود و از همان اول هم معلوم بود که غربی ها در نهایت مصر را با میانجی گری که می کند ناجی فلسطینیها می دانند. منتها اول فلسطینیها را سرکوب می کنند و بعد اینکار را انجام می دهند. بنابراین حماس چاره ای جز اینکه برود نداشت اما از مواضعش هم کوتاه نیامد. والسلام

با تشکر از شما برای فرصتی که در اختیار ما قرار دادید .

* این گفتگو در شماره 2 مجله تحلیلی تفسیری سیاست نامه به چاپ رسیده است .

* آدرس این گفتگو در : ایران دیپلماسی | آرمان نیوز

* تکمیلی : آدرس آلبوم عکس و گزارش تصویری این نشست "اینجا"




برچسب ها : گفتگو ،اصول گرایی ،مصاحبه ،خودم
ای که 27 رفت و در خوابی ... !
ارسال در تاريخ سه‌شنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸٧ توسط مرتضی سبحانی نیا

تازه چند روزی است که " شاید کمتر از ٢ روز "‌،  27 ساله شدم !

تعدادی از همکاران خوش ذوق ! مراسمی را به این مناسبت فرخنده ترتیب دادند و بنده رو شرمنده کردند . هر چند که من خیلی سال است دیگر از این بازی ها نکرده بودم و شمع فوت کردن رو به جوانتر ها واگذار کرده بودم اما اصرار دوستان باعث شد بعد از سالها یاد جوانی ! کردیم . اما نکته جالبتر ایمیلی بود که همان شب تولد دستم رسید .

این ایمیل گمنام محبت داشت و سالروز تولد بنده رو یادآوری و تبریک گفته بود ! بعد از کمی کنجکاوی این ریسک رو کردم و ضمن تشکر اسم ایشون رو جویا شدم . ایشان هم ضمن پاسخ مرا شرمنده ساخت . معرفی می کنم :

" آقا شهاب زالی ! " دوست خوب ما رو شرمنده ساخته بودند . اونایی که می شناسند به اونایی که نمی شناسند معرفی بفرماند !

در آخر ؛ پروردگارا ! عمر ما را خدمت در راه خود و راه نعمت دادشده گان قرار ده و آن لحظه که از یاد و نامت غافل شدیم دمی قبل تر ما را بمیران ...

* پی نوشت :این پست برای اعلام گلایه از دیگر دوستان نمی باشد و و جز اعلام خبر ، هیچگونه ارزش دیگری ندارد !

 




برچسب ها : خودم ،تولد ،عکس
روز به روز ، دریغ از دیروز !
ارسال در تاريخ سه‌شنبه ٥ آذر ۱۳۸٧ توسط مرتضی سبحانی نیا

عرض و ملالی نیست جز اشتیاق دیدار و دریغی روز گسترانه برای ارتباطات رسانه ای ! جهت تائید و تصدیق عرض بنده : " واژه عکس " را در یکی از جستجوگر ها سرچ فرمائید !




برچسب ها : تکنولوژی ،اظهار تاسف ،خودم ،عکس
فردا جمعه است ، او خواهد آمد ؟
ارسال در تاريخ پنجشنبه ۳ امرداد ۱۳۸٧ توسط مرتضی سبحانی نیا

GiGaImage.com Free Image Hosting

"عکس از خودم ، یک ساعت پس از بارش باران زیبای چهارشنبه ظهر"

نگو چه کرده ام، آقا چرا نمی آید
که عهد ما به وفا یک نفس نمی پاید

به چشم او به کدام آبرو نگاه کنیم
گره زدیم به هر مشکلی که بگشاید

هنوز وقت مناسب نگشته، یاری نیست
هنوز وقت خزان است در زمین شاید

اسیر نفس گنه کار خویشتن ماندیم
چه می کنیم اگر، جرم ما نبخشاید

گناه ماست که راه ظهور می بندد
دعا کنیم بمیریم اگر نمی آید!!

پی نوشت :

۱ - این قطعه فیلم از "جواد رضویان " مناسب حال همه ماست و مناسب حال این پست  ،" اشکهایی"  که همه رو امیدوار میکند ، ببینید . ارادتمند آقای سفیر .




برچسب ها : عکس ،فرهنگ ،خودم ،فیلم
آسمان که می گیرد ، دلم بارانی میشود آقا ...
ارسال در تاريخ شنبه ٢٩ تیر ۱۳۸٧ توسط مرتضی سبحانی نیا

این عکس یادگار سفر اخیر ( تعطیلات میلاد مسعود حضرت امیر (ع)) به مشهد است و بی نیاز از توضیح . عکس از خودم در  پنجشنبه 27 تیرماه 1387




برچسب ها : عکس ،خودم ،نیشابور
دیوار نویسی یک بانوی احتمالا عصبانی ! +عکس
ارسال در تاريخ پنجشنبه ۱۳ تیر ۱۳۸٧ توسط مرتضی سبحانی نیا

چند وقت پیش " اوایل 87 " که برای دیدار یکی از دوستان به خیابان دانشگاه جنوبی رفته بودم ، بر روی این محل چشمم به این دیوار نوشته افتاد که نشان دهنده اوج عصبانیت این احتمالا خواهر محترمه دارد . البته هر گونه برداشت و تفسیر به عهده شماست . العاقبة للمتقین ...




برچسب ها : فرهنگ ،اجتماعی ،عکس ،خودم
کنگره جامعه اسلامی مهندسین
ارسال در تاريخ شنبه ۸ تیر ۱۳۸٧ توسط مرتضی سبحانی نیا

GiGaImage.com Free Image Hosting

این عکس رو روز پنجشنبه در کنگره جامعه اسلامی مهندسین انداختیم . من و همکارم در وزارت کشور و مهندس امیری دبیر تشکیلات جامعه اسلامی مهندسین در حال گفتگو پیرامون چگونگی برگزاری مجمع و انتخابات آن  .انشاالله کوتاه مطلبی رو بعد خواهم نوشت .

 




برچسب ها : خودم ،سیاسی ،مجمع عمومی ،عکس