منابع کلاسی دانشجویان عزیز

(این عکس را قبل از شروع کلاس در دانشکده گسترش فناوری گرفتم ! قبل از حضور دانشجویان محترم )

با سلام 

عزیزان دانشجو در دروس " انقلاب اسلامی" و "اندیشه 1" و "اندیشه 2" و "تاریخ تحلیلی صدر اسلام" در ترم پیش روی -اول 92.93 منابع زیر جهت مطالعه و حضور فعال در کلاس معرفی می گردد .

1 - دانشجویان درس انقلاب اسلامی : دانلود از این لینک

2- دانشجویان درس اندیشه یک و دو : دانلود از این لینک

3 - دانشجویان درس تاریخ تحلیلی صدر اسلام : دانلود از این لینک

 

امید که با همت شما عزیزان شاهد توفیقات علمی و بالندگی معنوی باشیم .

مزید اطلاع کلاس های اینجانب صرفا در هفته جاری 20 مهر لغایت 28 مهر ماه برگزار نمی گردد .نایب الزیاره عزیزان در کربلای معلی خواهم بود .

/ 7 نظر / 43 بازدید
عالم مقدس ملکوت

سلام علیکم از خواندن حاشیه وبلاگ شما لذت بردم ... خدا شما را از ذخیره شدگان قائم ال محمد قرا ردهد [گل] اللهم احفظ قائدنا الامام الخامنه ای و انصره علی اعدائک و اعدا نبیک و امدد له فی عمره حتی یخرج القائم ال محمد صلوات الله علیهم [گل]

محمد گل شيري

باسلام استاد لطفا سئوالات درس انديشه 2 را قرار دهيد تا جوابها را خدمتان ارسال كنيم و شما تاييد نمائيد. باتشكر

اميرحسين شيرمحمدي

حقيقت عصمت چيست؟ درباره ى «حقيقت عصمت» اجمال سخن اينكه: عصمت در مورد پيراستگى از گناه درجه ى والاى تقوا است و هر نوع ماهيتى كه براى تقوا تصور شود به صورت كامل در عصمت موجود است، هرگاه تقوا را يك نيروى درونى و يك حالت نفسانى بينديشيم كه انسان را از بسيارى از گناهان باز مى دارد، بايد «عصمت» را نيز به همان نحو ترسيم كنيم و آن را يك نيروى باطنى و درونى بدانيم كه فرد معصوم را از ارتكاب گناه به صورت مطلق، بلكه از انديشه درباره ى آن باز مى دارد، و از اين جهت محققان «عصمت» را به صورت ياد شده ى در زير تعريف مى كنند: «قُوَّةٌ تَمْنَعُ الإِنْسانَ عَنِ اقْتِرافِ المَعصِيَةِ وَالوُقُوعِ فِى الخَطاء».[1] و به ديگر سخن: عصمت يك حالت راسخ در نفس معصوم و يا يك ملكه نفسانى است كه مانند ديگر ملكات براى خود آثار ويژه اى دارد كه هرگز از آن جدا نمى شود و مى توان آن را مانند «شجاعت» و «عفّت» و«سخاوت» دانست كه هر كدام در نفس انسانى به صورت راسخ واستوار وجود دارد و خواهان آثار ويژه اى مى باشد. انسانى كه ذاتاً شجاع و دلير، سخىّ و بخشنده، عفيف و پاكدامن باشد به شد

محمد گلشيري

حقيقت عصمت چيست؟ درباره ى «حقيقت عصمت» اجمال سخن اينكه: عصمت در مورد پيراستگى از گناه درجه ى والاى تقوا است و هر نوع ماهيتى كه براى تقوا تصور شود به صورت كامل در عصمت موجود است، هرگاه تقوا را يك نيروى درونى و يك حالت نفسانى بينديشيم كه انسان را از بسيارى از گناهان باز مى دارد، بايد «عصمت» را نيز به همان نحو ترسيم كنيم و آن را يك نيروى باطنى و درونى بدانيم كه فرد معصوم را از ارتكاب گناه به صورت مطلق، بلكه از انديشه درباره ى آن باز مى دارد، و از اين جهت محققان «عصمت» را به صورت ياد شده ى در زير تعريف مى كنند: «قُوَّةٌ تَمْنَعُ الإِنْسانَ عَنِ اقْتِرافِ المَعصِيَةِ وَالوُقُوعِ فِى الخَطاء».[1] و به ديگر سخن: عصمت يك حالت راسخ در نفس معصوم و يا يك ملكه نفسانى است كه مانند ديگر ملكات براى خود آثار ويژه اى دارد كه هرگز از آن جدا نمى شود و مى توان آن را مانند «شجاعت» و «عفّت» و«سخاوت» دانست كه هر كدام در نفس انسانى به صورت راسخ واستوار وجود دارد و خواهان آثار ويژه اى مى باشد. انسانى كه ذاتاً شجاع و دلير، سخىّ و بخشنده، عفيف و پاكدامن باشد به شد

محمد گلشيري

انواع معصوميت و معصوميت انبياء از جمله مختصات پیامبران عصمت است؛ عصمت یعنی مصونیت از گناه و اشتباه، یعنی پیامبران نه تحت تاثیر هواهای نفسانی قرار می گیرند و مرتکب گناه می شوند و نه در کار خود دچار خطا و اشتباه می شوند. برکناری آنها از گناه و از اشتباه، حد اعلای قابلیت اعتماد را به آنها می دهد. اکنون ببینیم این مصونیت به چه صورت است؟ آیا مثلا به این صورت است که هر وقت می خواهند مرتکب گناه یا اشتباه شوند، یک مأمور غیبی می آید و مانند پدری که مانع لغزش فرزندش می شود جلوی آنها را می گیرد؟ و یا به این صورت است که پیامبران سرشت و ساختمانشان طوری است که نه امکان گناه در آنهاست و نه امکان اشتباه، آنچنانکه مثلا یک فرشته زنا نمی کند به دلیل اینکه از شهوت جنسی خالی است و یا یک ماشین حساب اشتباه نمی کند به دلیل اینکه فاقد ذهن است؟ و یا اینکه گناه نکردن و اشتباه نکردن پیامبران معلول نوع بینش و درجه یقین و ایمان آنهاست؟ البته تنها همین شق صحیح است. اکنون هر یک از این دو مصونیت را جداگانه ذکر می کنیم. اما مصونیت از گناه: انسان یک موجود مختار است و کارهای خویش را بر اساس منافع و مضار و مصالح و مفاسدی که تشخیص می دهد، انتخا

محمد گلشيري

آيا معجزه با قانون عليت منافات دارد؟ افرادي خيال مي كنند كه آوردن معجزه عقلا امكان ندارد، چون ناقص قانون عليت است، يعني ما مخير هستيم بين نفي قانون عليت و پذيرفتن معجزه و يا نفي معجزه و پذيرفتن قانون عليت و امر داير بين اين دو تا است. اينها مي گويند اگر ما قانون عليت را بپذيريم معنايش صدور هر معلولي از علت خاص خودش مي باشد. حرارت از آتش صادر مي شود، از اين جهت معني ندارد بگوئيم حرارت از يخ توليد مي گردد. همين طور روئيدن گياه پيدايش حيات، زنده شدن انسان، مردن و مريض شدن و شفا يافتن او همه اينها معلولاتي است كه علل خاصي دارند، اگر چيزي برخلاف اين جريان علّي و معلولي صورت گيرد معنايش نپذيرفتن قانون عليت مي باشد. در اين جا جواب هاي ساده اي داده شده كه قابل طرح كردن نيست، يكي همان قول به استثنا است كه در زير آمده است. عده اي مي گويند معجزه استثنا در قانون عليت است، در تمام موارد قانون عليت حاكم است جز در موارد نادر كه يكي از آنها معجزه مي باشد. قانون كلي عليت در مورد معجزه استثنا خورده و نقض شده. اين كلام تمام نيست، زيرا كه قانون عليت يك قانون عقلي است و استثنا بردار نيست. پس تقرير اشكال اين است كه اين طور كه شما

محمد گلشيري

عصمت ذاتي يا اكتسابي ... استاد ما می‌گوید: عصمت معصومین از کودکی نیست، بلکه با طی مراحل عرفانی و عبادات به این مقام رسیده‌اند؟ در ضمن اگر ذاتاً معصوم هستند، چه هنری کرده‌اند؟ قبل از پاسخ توجه داشته باشیم که گاه سخن درست است، اما چون کامل بیان نمی‌گردد و توضیح لازم داده نمی‌شود، ایجاد شک و شبهه می‌کند؛ گاه اصل سخن درست است، اما با اضافه نمودن یک کلمه در آن، معانی دیگری القا می شود، مثلاً به جای آن که بگویند: «عصمت ذاتی نیست»، بگویند: «عصمت از کودکی نیست» و گاه این گونه تشکیک‌ها هدفمند است و در راستای القای (نه اثبات) نظریه سروش مبتنی بر «تجربی شخصی بودن وحی» بیان می‌گردد و آخر این نظریه‌ها نیز به قطع ارتباط انسان با خدا و وحی می‌رسد. بدیهی است پس از آن که القا کردند عصمت (به معنای منظور و نه معنای عام) اکتسابی است، تازه شروع به شبهه می‌کنند که حضرت عیسی (ع) در بدو تولد چه عبادتی کرده بود یا کدام مراحل عرفانی را طی کرده بود که در گهواره فرمود: «قَالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتَانِی الْكِتَابَ وَ جَعَلَنِی نَبِیا» (مریم، 20) ترجمه: گفت منم بنده خدا به من كتاب داده و مرا پ