یادی از گذشته / گزارش تصویری گفتگو با دکتر علی اکبر ولایتی

من و دل گنده ! در دفتر دکتر

تصویر شماره ٢

تصویر شماره ٣

تصویر شماره ۴

تصویر شماره ۵

/ 8 نظر / 60 بازدید
يادگار حميدي

تصاوير خوبي بود اما گفتگو بهتر بود !

نازنين

سلام اين سيستم نمايش عكس چي هست ؟ از فليكر گرفتيد ؟ صفحه هاش فيلتر بود .

محسن جوان

سلام بر شما عزيز برادر . اخوي تو كجايي تا ببوسم شانه ات ... دلم تنگ شده برات داداش . يه وقت بزار يا يه زنگي بزن دلي تازه كنيم . قربانت ، جوان

يكي

آقاي ولايتي را دوست داشتم . از وقتي كشيد كنار در انتخابات دلم نسبت به ايشان رنجيده شد . آيا بايد سنگر مردم را خالي مي كرد ؟ چرا نماند ؟ آيا ترسيد ؟ خدا مي داند

نيما كريمي

سلام بر همكار رسانه اي خوبمان عالي بود . عكاس اسم نداشت ؟ سري بزن به بچه هاي روزنامه ما

محسن فتاحی

سلام گفتگوی جذابی هم برای من بود با آنکه دکتر خیلی طفره می رفت و جواب سوالهای ما رو دقیق نمی داد اما باز هم به نظرم می رسد که این شاید جزو معدود دفعاتی بود که این سوالات به طور صریح پرسیده می شد و در ارگانی رسمی هم منتشر می شد ... از این جهت که توانستیم سوالاتی را طرح کنیم خوشحالم و امیدوارم آیندگان بتوانند جواب های آنان را نیز بگیرند ... اما مرتضی خداییش خیلی بیخود استرس داشتی ... خبری نبود که دکتر ولایتی خودمان بود دیگر ... دیدار با رییس جمهورش اینقدر استرس ندارد که تو برای دیدار با ایشان داشتی ... یا علی

مهدوی

سلام من اشتباها واسه مطلب دیگه ای نظر گذاشتم: http://safir.persianblog.ir/post/118/ حالا خودتون انتقال بدید اینجا! یاعلی

محسن فتاحی

سلام چرا دل گنده که هستم و در شکستن این آداب در دیدار بزرگان نیز دل گنده تر هم می شم ... آداب برای همه یکی است و فرقی میان بزرگ و کوچک نیز ... این را جلوی درب نیز برایتان تلاوت کردم ... یا علی